السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )

157

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )

« مفهوم الف همان مفهوم ب است . » امّا در حمل شايع صناعى به اتحاد وجودى و مصداقى موضوع و محمول حكم مىشود . در حمل شايع ، مفهوم موضوع غير از مفهوم محمول مىباشد ولى در عين حال ، موضوع و محمول اتحاد وجودى و مصداقى دارند ، مانند قضيهء : انسان خندان است ، كه مفهوم انسان غير از مفهوم خندان است ولى مصداق انسان همان مصداق خندان مىباشد . به‌طور كلى وقتى مىگوييم : « الف ، ب است به حمل شايع » ، معنايش آن است كه « الف ، مصداق ب است » . با توجه به مقدمهء فوق مىگوييم : در قضيهء « از معدوم مطلق خبرى داده نمىشود » ، موضوع دو جنبه و دو حيثيت دارد : حيثيت مفهومى و حيثيت مصداقى . موضوع قضيهء فوق از جهت مفهومى و به حمل اوّلى معدوم مطلق است ، و بدين لحاظ خبرى از آن داده نمىشود ولى از جهت مصداقى و به حمل شايع معدوم مطلق نيست ، بلكه موجودى از موجودات است و بدين لحاظ ، موضوع اين حكم قرار گرفته و اين خبر دربارهء آن بيان شده است . توضيح اين‌كه : هر مفهومى به حمل اوّلى خودش خودش است . انسان به حمل اوّلى انسان است ، سياهى به حمل اولى سياهى است و معدوم مطلق نيز به حمل اوّلى معدوم مطلق است ، ولى هيچ‌يك از اين مفاهيم ، مصداق خودشان نيستند و لذا ، فاقد احكام مصاديق خودشان مىباشند . مثلا مفهوم انسان به حمل شايع انسان نيست ، يعنى خودش مصداق خودش نمىباشد و لذا ، نمىتوان گفت : اين مفهوم خندان و يا متعجب است و مانند آن . مفهوم معدوم مطلق نيز چنين است . خودش مصداق خودش نيست ، يعنى مفهوم معدوم مطلق واقعا و به حمل شايع ، لا شىء محض نيست بلكه موجودى از موجودات ذهنى است و ازاين‌رو ، هيچ‌يك از احكام معدوم مطلق را ندارد ، از جمله اين حكم را كه « خبرى از آن داده نمىشود » . حاصل آن‌كه وقتى مىگوييم : « از معدوم مطلق خبرى داده نمىشود . » مقصود ، مصاديق معدوم مطلق است و آن‌چه به